شمارهٔ ۱۷۲ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات ناتمام / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آزاده، از حیات خود آزار میکشد
باریست این، که دوش سبکبار میکشد
بر خصم تندخوست دلم، کورهٔ گداز
زین خون گرم، نیشتر آزار میکشد
تنها نه کفر زلف تو زد راه تقویم
زاهد به سبحه، رشتهٔ زنّار میکشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از آزارهایی که در زندگی خود متحمل میشود، صحبت میکند. او اشاره میکند که علیرغم این آزارها، همچنان به زندگی ادامه میدهد. دلش در برابر دشمنان دچار درد و سوزش است و هر لحظه تحت فشار خون گرم عشق قرار دارد. شاعر همچنین به این نکته اشاره میکند که تنها او نیست که در چنگال عشق دچار مشکل است، بلکه حتی زاهدانی که به ظاهر نیکوکارند نیز به نوعی درگیر این ماجرا هستند و به وسوسههای عشق کشیده میشوند.