نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۷ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات ناتمام / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

خجل چون بید مجنون گشتم از نشو و نمای خود

ز قدّ پرشکن گردیده ام زنجیر پای خود

منه تا می توانی در سرای عاریت، پا را

شکوه مسند جمشید دارد بوریای خود

چه از بیگانه می جویی رسوم آشنایی را؟

به عمری ای وفا دشمن، نگشتی آشنای خود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از احساس خجالت و نارضایتی خود از وضعیت خویش سخن می‌گوید. او به تصویر بید مجنون اشاره می‌کند و از زنجیری که به پای خود بسته شده، ابراز ناتوانی می‌کند. شاعر از دیگران می‌خواهد که در امور زندگی خودشان نپرهیزند و به روش‌های نادرست بیگانه‌ها دل نبندند. همچنین به وفا و دشمنی اشاره دارد و می‌گوید که حتی در سال‌ها، نتوانسته با دشمن خود آشنا شود. این شعر به نوعی به چالش‌های درونی و جستجوی هویت فردی اشاره دارد.