شمارهٔ ۲۲۳ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات ناتمام / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
نمی دانم چه سودا در سر مخمور می گردد
که داغم از نگاه تنگ چشمان شور می گردد
اگر یابد کسی از وسعت آباد دل، آگاهی
به چشمش دامن صحرای امکان گور می گردد
چه شهد است این که در زیر نگاه، ای رخنه گر داری؟
ز مژگان تو دل ها خانهٔ زنبور می گردد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از احساسات و آرزوهای درونی خود سخن میگوید. او نمیداند چه انگیزهای در دل کسی که در حال مستی است وجود دارد، و این بیخبری باعث میشود که او از نگاههای تنگ و محدود رنج ببیند. او به این فکر میکند که اگر کسی از زیبایی و وسعت قلب او باخبر شود، ممکن است به او نگاهی عمیقتر بیاندازد. همچنین، او درباره نگاهی که طرف مقابل دارد و تأثیر آن بر دلها صحبت میکند، مقایسههایی با عسل و زنبور دارد که نشاندهنده شیرینی و جذابیت آن نگاه است. بهطور کلی، شعر به احساس عشق و محجوب بودن معشوق اشاره دارد.