شمارهٔ ۲۲۸ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات ناتمام / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
تن سختی کشم چون در خروش آید، روان رقصد
دل شوریده ز آواز شکست استخوان رقصد
به ذوقی می تپد در سینه دل کز صبر عاری شد
متاع خود به غارت دادهٔ ما در دکان رقصد
سماع خانقاهی نیست حاجت وجد مستان را
دل شوریده ام در یک زمین با آسمان رقصد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از تجربههای درونی و احساسات عمیق خود میگوید. او به سختیهایی که در زندگی متحمل میشود اشاره میکند و بیان میکند که حتی در سختیها، روح او شادی و رقص را احساس میکند. دل او از شور و شوق لبریز است و به نظر میرسد که صبرش را از دست داده است. همچنین، اشاره به این دارد که لذت واقعی در رقص و وجد نیست، بلکه احساسات عمیق او در ارتباط با آسمان و زمین به رقص در میآید. به طور کلی، شاعر تلخی و شادی را در هم میآمیزد و به جستجوی حقیقت و زیبایی در زندگی میپردازد.