نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴۲ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات ناتمام / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

بسته پای چو من بی پر و بالی که مپرس

زیر لب دارم ازین عقده، سؤالی که مپرس

جلوهٔ شمع تجلّی، شب هجران تو داشت

با خیال تو، مرا بود وصالی که مپرس

رخت از آن کوی پی عزم سفر می بستم

دل به دامان من آویخت، به حالی که مپرس

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این اشعار، شاعر از درد و ناراحتی ناشی از دوری معشوق سخن می‌گوید. او خود را بی‌بال و پر توصیف می‌کند و به این نکته اشاره دارد که در دلش سوالات و عقده‌هایی دارد که نمی‌خواهد درباره‌اش صحبت کند. شاعر تصاویری از زیبایی معشوق را در شب‌ هجران بیان می‌کند و از احساسی عمیق و گنگ نسبت به ارتباطش با او می‌گوید. وی همچنین به حس وابستگی و نزدیکی به معشوق اشاره دارد، حتی در حینی که قصد سفر دارد.