نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات ناتمام / وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)

هجوم گریهٔ تلخ و خروش ناله های من

شکر خواب بهاران شد، غزال شیر مستش را

زگلشن بوی خون تازه دل بر دماغم زد

دهان غنچهٔ گستاخ، بوسیده ست، دستش را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر با احساساتی عمیق و غمگین از گریه و ناله‌های خود صحبت می‌کند. او به زیبایی غزال در خواب بهار اشاره می‌کند و بوی خون تازه از گلشن به مشامش می‌رسد. همچنین، به تعبیری، از بوسیدن غنچه‌ای که دستش را گستاخانه در اختیار دارد، یاد می‌کند. این مضامین نشان‌دهنده‌ی عشق و درد و زیبایی‌های زندگی‌اند.