نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷۵ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات ناتمام / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ز ابر دیده در هر گل، زمین کشته ای دارم

به کف تسبیح و با زنّار ترسا رشته ای دارم

تو در صحن چمن، با بانگ مطرب میگساری کن

که من در کوه و صحرا، آه خون آغشته ای دارم

مرا تبخاله بر لب زد، شراب آتش آلودی

تو درکش گر توانی، جام از کف هشته ای دارم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به احساسات عمیق و دل‌نازکی خود اشاره می‌کند. او به غم و اندوهی که از عشق و جدایی دارد، می‌پردازد و از زیبایی‌های طبیعت به عنوان نمادهایی از درد و رنجش یاد می‌کند. او به یاد عشق خود در حال نوشیدن شراب آتشین است و از معشوق می‌خواهد تا در میان شادی‌ها و جشن‌ها غرق شود. این تناقض بین شور و اشک، نشان‌دهندهٔ کشمکش‌های درونی شاعر است.