نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸۴ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات ناتمام / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

چو سایه در قدم سرو خوش خرام توام

ز خویش و از همه آزاده ام، غلام توام

ز داغ عشق، کشیدم پیاله چون خورشید

غم خمار ندارم، که مست جام توام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این ابیات شاعر از حال و هوای خود در عشق سخن می‌گوید. او خود را مانند سایه‌ای در کنار سرو خوش‌رخ توصیف می‌کند و می‌گوید که از همه چیز آزاد است، اما غلام عشق محبوبش است. همچنین او از داغ عشق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که پیاله‌ای پر از عشق را چون خورشید تحمل کرده و دیگر غمی ندارد؛ زیرا مست جام عشق محبوبش است.