شمارهٔ ۳۰۵ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات ناتمام / وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
طرف نقاب اگر کشی، از رخ نازنین فرو
دل ز تپیدن آورد، خانهٔ عقل و دین فرو
پت ز سرمه چشم تو، طرح فرنگ تازهای
یا شده این غزال را، پای به مشک چین فرو؟
هشته سمن عذار من، طرّهٔ یاسمین فرو
کعبه به ناز افکند، حلّهٔ عنبرین فرو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوقهاش میپردازد. او میگوید اگر نقاب زیبای این معشوقه از چهرهاش برداشته شود، دلها را در هم میشکند و عقل و دین را به چالش میکشد. چشمهای معشوقه همچون سرمه، زیبایی خاصی به او بخشیده و او به زیبایی غزالی است که در سرزمین عطر مشک حرکت میکند. همچنین، موهای او همچون رازی گرانبها، بر چهرهاش برافراشته شده و کعبه نیز در مقابل جذابیت او به ناز و دلربایی خود میافکند.