شمارهٔ ۳۰۶ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات ناتمام / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
مستی فزوده است تو را، در بر آینه
عکس لبت شراب بود، ساغر آینه
حیرت به جاست، پیش تو گر رفته ام ز خویش
مانده ست یادگار، ز اسکندر آینه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به حالت مستی و زیبایی خود اشاره دارد که در آینه منعکس شده است. لبهای معشوقش به مانند شرابی در ساغر آینه جلوهگر است. او از حیرت و شگفتی خود میگوید و به یادگارهایی از اسکندر اشاره میکند، که ممکن است نشانهای از قدرت و عظمت باشد. در کل، شاعر به تاثیرات عشق و زیبایی در وجود خود اشاره دارد.