شمارهٔ ۳۲۲ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات ناتمام / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
مطرب سرود شوق به مستان چه می بری؟
شوریده ایم، نام بیابان چه می بری؟
شعر ترم، به بزم خراباتیان خوش است
این باده را به صومعه داران چه می بری؟
ای دل خیال غمزه ی خون ریزِ یار کن
رشک این قدر، به زخم نمایان چه می بری؟
دست مرا به سینهٔ چاک، آشنا مکن
عریان تنیم، نام گریبان چه می بری؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به تمایل و شوق مستان اشاره میکند و از مطرب میپرسد که چه چیزی برای آنها میبرد. او به فضای بزم و لذتهای آن اشاره میکند و به صومعهنشینان، که زندگی زاهدانه دارند، انتقاد میکند. شاعر همچنین به درد و غم دل خود و عشق خونریز یار میپردازد و از حسادت به زخمهایی که نشاندهنده عشق او هستند، سخن میگوید. در نهایت، از نزدیکی و تماس عاطفی با کسی که با او آشناست، ابراز نارضایتی میکند و بر لختی و عریانی وجودشان تأکید میکند.