شمارهٔ ۳۳۰ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات ناتمام / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
نشد از گریهٔ مستانه ساقی، دل کنم خالی
من دریاکش، این پیمانه را مشکل کنم خالی
نوازش از غم جانان، ز من قالب تهی کردن
چو صاحب خانه آید، بایدم منزل کنم خالی
حزین از همّت مردانه، دارم شرمساریها
اگر دریا و کان، در دامن سائل کنم خالی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از احساس عمیق خود نسبت به درد و غم عشق سخن میگوید. او نمیتواند از گریه و اندوه خود دست بکشد و حتی در تلاش برای فراموشی، این احساسات لحظهای از او دور نمیشوند. شاعر از چالشهایی که در عشق با آنها روبروست صحبت میکند و به نوعی به خانهاش اشاره میکند که با آمدن محبوب باید آن را خالی کند. همچنین، او از شرمساریهای ناشی از تلاشهایش در زندگی و عشق یاد میکند و در نهایت حسرتی عمیق از ناتوانی در پر کردن خلاءهای عاطفیاش دارد.