نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶ - صحبت نامردمان حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

افتاده ام به صحبت نامردمان حزین

دور زمانه ام، ستمی زین بتر نکرد

وحشی غزال من، شده هم آخور خران

جوری به کس، زمانه ازین بیشتر نکرد

گردن کشید، از قفسی عندلیب و گفت

آسوده بلبلی که سر از بیضه برنکرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات از ناخرسندی و دل‌تنگی خود سخن می‌گوید. او به صحبت با آدم‌های نامرد می‌پردازد و از ستم زمانه و سختی‌هایی که می‌کشد، گلایه می‌کند. او تصویر وحشتناکی از وضع خود دارد و به این نتیجه می‌رسد که این مصیبت‌ها بیشتر از آنچه که دیگران می‌پندارند، او را آزار می‌دهد. در آخر، به سرنوشت پرنده‌ایی اشاره می‌کند که از قفس آزاد شده و می‌خواهد از زندگی و خوشی‌ها بهره‌مند شود.