شمارهٔ ۱۷ - برای کسی که اشعار او را به سرقت برده است حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
غزلی برده رندکی از من
که نگویم ز ننگ، نامش باز
سخن عاشقان نمایان است
بوالهوس کی شده ست محرم راز؟
گر نه آیین امتیاز بدی
سحر هم، می زدی دم از اعجاز
یک دو بیتک مناسب آمده است
یادم از باستان سحر طراز
نمکین خوش نموده است رقم
نکته زا، خامهٔ سخن پرداز
دزد شاعر به ماکیان ماند
که به زیرش نهند، بیضهٔ غاز
بچگانش به سوی بحر روند
او به ...ون دریده ماند باز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این غزل به نوعی از حال و هوای شاعرانه و بازی با واژهها اشاره دارد. شاعر از غزلی سخن میگوید که به شدت احساساتی است و به نوعی خود را درگیر احساسات عاشقانه و رازهای آن میبیند. او نگران است که نام این غزل را بر زبان بیاورد چون ممکن است ننگین باشد. شاعر به زیبایی و خاص بودن شعرهای عاشقانه اشاره میکند و از انتظار دیگران برای شنیدن سخن ناشناسی میگوید. در پایان شاعر به تضاد و بازی کلمات اشاره میکند و همچنین به نوعی انتقاد از کسانی که به آسانی به زیباییهای عمیق شعر پی نمیبرند. غزل در کل به دنیای عشق و هنر شعر پرداخته و به چالشهای آن اشاره دارد.