شمارهٔ ۲۶ - به بعضی از یاران خود نوشته است حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / قطعات / وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
ای تو نور نظر، ز دیدهٔ ما
رفتی و گل به ما فرستادی
دیده ای را که بود در ره تو
گل نه، خار جفا فرستادی
کرمت را چو نیست پایانی
غم عالم به ما فرستادی
دل وچشمم، هوای روی تو داشت
گل حسرت فزا فرستادی
خار خاری ز جیب و دامن گل
به من بی نوا فرستادی
هم خود انصاف شیوه کن که چرا
جای خود، بی وفا فرستادی
ای تو شخص وفا بگو، ز چه رو
گل سست آشنا فرستادی؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به محبوب خود خطاب میکند و از درد جدایی و غم ناشی از آن میگوید. او احساس میکند که محبوبش رفته و تنها گل و یادگارهایی از خود برای او فرستاده است، در حالی که این یادگارها، بیشتر به او غم و حسرت میبخشند تا شادی. شاعر به ناپایداری و بیوفایی عشق اشاره میکند و از محبوب میخواهد تا دلیل این غم و رنج را توضیح دهد. در نهایت، او خواهان بررسی انصاف محبوب است و از او میخواهد تا به وفاداری خود توجه کند.