شمارهٔ ۳۴ - و نیز در اندرز حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
هر روز کز سرور تو ای شاه بگذرد
روزی مرا هم از غم جانکاه بگذرد
آخر، نه راحت تو بماند نه محنتم
این هر دو، چون نسیم سحرگاه بگذرد
بر هر که هست، چون خوش و ناخوش، گذشتنی است
خرّم کسی که با دل آگاه بگذرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از گذر زمان و گذشتن روزها صحبت میکند. او میگوید که روزی خواهد رسید که غمهایش از بین برود. راحتی و درد هر دو موقتی هستند و مانند نسیمی در سحرگاه میگذرند. همچنین، اشاره دارد که برای همه افراد، شادی و غم تجربهای گذراست و کسی خوشبخت است که با آگاهی و درک از این گذر احساس کند.