نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸ - در وصف خود سروده است حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

لایق مدح در زمانه چو نیست

خویشتن را همی سپاس کنم

هر چه گویم نه تهمت است و نه لاف

از حسودان چرا هراس کنم؟

کرده باشم مقام خود را پست

گرکنم مدح و التماس کنم

سر کیوان بگردد از مستی

می دانش، اگر به کاس کنم

فرس طبع، چون برانگیزم

خاک در چشم بوفراس کنم

کلک معجز نگار چون گیرم

نی به ناموس بونواس کنم

رعشه پیریم گرفت و همان

پنجه در پنجهٔ حواس کنم

در دلم، خون اگر فتد از جوش

آتش از طور اقتباس کنم

گر جهان، پر کنم ز آب گهر

به خوی خجلت، ارتماس کنم

به چه امّید در زمانهٔ کور

شاهد طبع، روشناس کنم؟

کس زبان مرا نمی فهمد

به عزیزان چه التماس کنم؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر احساس ناتوانی و ناامیدی خود را از محیط و زمانه‌ای که در آن زندگی می‌کند، بیان می‌کند. او به خود سپاس می‌گوید و تأکید می‌کند که هر چه بگوید نه اتهام است و نه لاف، و از حسودان نمی‌ترسد. شاعر به نادرستی و پستی مقام خود اشاره می‌کند و می‌گوید اگر شایستگی او را زیر سوال ببرند، نباید به تمجید و التماس روی آورد. او به تحولات عاطفی و ذهنی خود اشاره دارد و از اینکه دیگران نمی‌توانند او را درک کنند، ناراحت است. در نهایت، او به این نتیجه می‌رسد که هیچ امیدی در این دنیا نیست و تلاش می‌کند تا خودش را بشناساند، ولی از بی‌توجهی دیگران ناراضی است.