بخش ۱۱ - صفت نامه حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / فرهنگ نامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
بفرمود دانای روشن ضمیر
که فرهنگ را، نسخه بندد دبیر
نگارندهٔ نامه، بگرفت کلک
کشید آن گهرهای غلتان به سلک
سوادش سویدای هشیار مغز
ز هر جنس در وی سخنهای نغز
ز معنی چو گفتار من مایه دار
به گوش خرد پروران، گوشوار
پس اندرز، از نام و ناموس کرد
بیاض از رقم، بال طاووس کرد
پس آذر، ز گفتارهای بلند
به خار و خسِ پست رایان فکند
رقم زد قلم، حجّت خویش را
بخست از سنان، سینه بدکیش را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، دانای روشن ضمیر به دبیرش دستور میدهد تا فرهنگ را بنویسد. نویسنده با قلم خود جواهرات معانی را جمعآوری کرده و در قالب کلامی شیوا به نگارش درمیآورد. او به خردمندان نصیحتهایی درباره نام و ناموس میکند و برگهای از نوشتههایش با زیبایی مینویسد. سپس با بیان عمق معانی، حرفهای مهم و بلند را به کسانی که درک کمتری دارند، منتقل میکند. در نهایت، او با قلم خود نشانهای از حقایق و دلایل را بر جای میگذارد.