بخش ۹ - صفت تیغ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / فرهنگ نامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
تناور نهنگیست شمشیر او
سر شرزه شیر است، نخجیر او
قضا را به کشور بود مرزبان
زبان اجل را بود ترجمان
بدانسان که گل، جامه سازد، کفن
کند لخت چرم شخ کرگدن
ز یک حملهاش، در سپنجی سرای
طرفدار پنجم، درافتد ز پای!
چو لقمه به دم، قاف را بشکرد
جگرگاه البرز را بردَرَد
خط سرنوشت یلان راست، کیش
تراشیدن بیستون راست، نیش
ازو خاک در لرزه چون برگ بید
به یک جو روان، آب و آتش که دید
ز سهمش قد تیر گردون، کمان
برش، پیکر فتح را پشتوان
ز خون در برش ارغوانی پرند
سران، از خم جوهرش در کمند
به صیدافکنی، چون درآید دلیر
فتد لرزه بر گردهٔ نرّه شیر
خمش، بارگاه ظفر را رواق
دمش، از دو پیکر ببرد نطاق
کند نام هستی ز بد کیش، حک
دو یک پنج نوبت زند بر فلک
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن توصیفی از قدرت و شکوه یک نهنگ و توصیفات مشابه از حیوانات و طبیعت است. نهنگ به عنوان نماد قدرت و توانایی در متن معرفی شده و ویژگیهای او با صفات دیگر موجودات مانند شیر و کرگدن مقایسه شده است. همچنین به تأثیرات قضا و سرنوشت بر زندگی موجودات اشاره شده و جاذبههای طبیعی نظیر آب و آتش نیز در این توصیفات وجود دارد. قدرت و شجاعت دلیران نیز در کنار این توصیفات نمایان میشود. در کل، متن بر جنبههای شجاعت، قدرت و تأثیرات عمیق طبیعت بر سرنوشت موجودات تأکید دارد.