بخش ۵ - ستایش خاقان سخن حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / فرهنگ نامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
سخن گوهر لجّهٔ سرمدی ست
بهین حجّت معجز احمدی ست
سخن چشمهٔ زندگانی بود
سخن نعمت جاودانی بود
سخن را به فرق سپهر افسری ست
به عالم، سخن سنج را سروری ست
زگنج سخن مایه دار است دل
چو نبود سخن، دل بود مشتِ گل
سخن گوهر و ابر نیسان دل است
سخن هدهد است و سلیمان دل است
به نطق، آدمی زاده انسان بود
حریف زبان بسته، حیوان بود
ولیکن نه هرکس سخن گستر است
بسا لب، که خاموشیش درخور است
شراب ار نداری به خم، پرمجوش
چو گوهرفروشی ندانی، خموش
ز آواز گردد عیان، حالها
خوشا حال سربستهٔ لال ها
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به اهمیت و ارزش سخن و کلام اشاره دارد. سخن را به عنوان گوهر و معجزهای از احمد (پیامبر اسلام) معرفی میکند و آن را منبع زندگی و نعمت جاودانی میداند. سخن به منزلهی افسر در دل و حاکمی برای علم و دانش است. بدون کلام، دل انسان مشابه گل بیخود و پژمرده میماند. همچنین، انسان به واسطهی قدرت نطق خود از حیوانات متمایز میشود، اما نه هر کسی لایق سخن گفتن است؛ بعضی افراد بهتر است سکوت را اختیار کنند. در نهایت، از کیفیت کلام و سکوت انسانها سخن میگوید و بر اهمیت درک حال دیگران تأکید میکند.