نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۲ - بی ارزشی دنیا و مثال اهل دنیا حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / خرابات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

یکی طفل نادان ز خیره سری

به کف داشت جوزی به لُعبت گری

سبک طفل دیگر ز دستش ربود

چو سنجید، در باور وی نبود

به این جوز طفل دنی دوست است

که مغزی ندارد همین پوست است

خصومت کنان بر سر جوز پوچ

ازین کهنه ویرانه کردند کوچ

همان جوز پوچ است دنیای دون

که جویند وی را به مکر و فسون

بگویید با کودکان دنی

به آدم نمی زیبد اهریمنی

به این جوز بی مغز بستید دل

خجل از خود و از خدا منفعل

شما کودکان را به سر هوش نیست

خصومت سگالی برین پوست چیست؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به داستان دو کودک اشاره می‌کند که بر سر یک جوز پوست‌دار به جدال پرداخته‌اند. یکی از کودکان به جوز علاقه دارد و دیگری آن را از او می‌رباید. شاعر با این تمثیل به دنیا و ارزش‌های سطحی آن اشاره می‌کند و می‌گوید که این جوز بدون مغز نماد دنیای فانی و بی‌ارزش است. او همچنین به این نکته اشاره دارد که خصومت و争 بر سر چیزهای ناچیز و بی‌معنا، مانند جدال بر سر این جوز، نشانه‌ای از نادانی است. در نهایت، شاعر به کودکان توصیه می‌کند که بر روی مسائل واقعی و معنادار تمرکز کنند و از افتادن در دام وسوسه‌های دنیوی پرهیز کنند.