نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۳ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / ودیعة البدیعه / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

می نیارد عدم شود موجود

این عیان است پیش اهل شهود

عقل در کشوری که هست حکم

نتواند شدن وجود عدم

عالم آنجا که صورت علمی ست

نسبت آن به هست و نیست یکی ست

ذات ممکن که هست محض قبول

کرده تسلیم امر و ترک فضول

بود قابل وجود را و سبب

قابلیت بود زبان طلب

آفتاب اقضای روز کند

همه ذرات ازو بروز کند

جلوه گر گشت اقتدار قدیر

که از آن می شود به کن تعبیر

فیکون است آن قبول وجود

معنیش امتثال خواهد بود

قابل کون بود چون ممکن

کون در وی نهفته و کامن

متعلق چو شد ارادهٔ حی

کون و کاین بروز کرد از وی

باطن و ظاهر است اسم خدا

لیک نسبت به ذات هست جدا

هم چنین فاعل است و هم قابل

فهم این نکته کی کند جاهل؟

در وجود اجتماع فعل و قبول

پیش روشندلان بود معقول

آن وجودی که عینی ذات است

دو شئون است و دو اضافات است

غیر مجعول عین حق باشد

جعل مخصوص ما خلق باشد

دو بدین است عاجل و کامل

از یکی فاعل از یکی قابل

قابل و فاعل از یسار و یمین

هر چه آن داد می پذیرد این

فعل او جز به نور او نشود

مظهرش جز ظهور او نشود

مطلق از جملهٔ صفات خود است

متعین به عین ذات خود است

این حقیقت به عین محجوبان

چشم کور است و روی محبوبان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن بیانگر مفهوم وجود و عدم و نسبت آن‌ها با خدا و جهان است. به طور خلاصه می‌توان گفت که: وجود و عدم در عالم حقیقت معنا ندارند، زیرا در جایی که عقل حکم می‌کند، نمی‌توان وجود را به عدم تبدیل کرد. عالم علم فقط یک نوع رابطه با هستی و نیستی دارد. ذات ممکنات، به عنوان موجودات، تسلیم اراده خدا هستند و قابلیتی برای وجود دارند. وجود از اراده خدا ناشی می‌شود و این ارتباط بین فاعل (خداوند) و قابل (مخلوقات) به وضوح قابل درک است. در اینجا وجود به دو نوع، عاجل و کامل تقسیم می‌شود و تأکید می‌شود که هیچ فعلی بدون نوری از خداوند تحقق نمی‌یابد. همچنین، این حقیقت برای کسانی که از درک و فهم صحیح بهره‌مند نیستند، نامشخص و محجوب باقی می‌ماند، در حالی که برای عارفان و محبوبان روشن و قابل درک است.