بخش ۱۵ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / ودیعة البدیعه / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
در مراتب اصول موجودات
از حد جسم تا به حضرت ذات
همگی منحصر بود در پنج
می گشایم به مستمع در گنج
آن نخستین که حضرت ذات است
بی نشان، غایب از اشارات است
ره ندارد حکایتی هرگز
که بود ذات حق به خود بارز
اسم و رسمی در آن نمی گنجد
هیچ نام و نشان نمی گنجد
نبود آنجا ظهور اعیانی
نه به علمی و نه به وجدانی
وان دوم پایه حضرت اسماست
که مرایای علمی اشیاست
باشد اشیا به نفس خود مستور
لیک دارد به علم نور ظهور
به الوهیّت است حق بارز
دل و جان از ثنای او عاجز
سوم افعال و عالم ارواح
که ربوبیت است در اشباح
وان چهارم بود مثال خیال
که حقایق بود عیان به مثال
پنجمین حس بودکه حضرت ذات
متعین بود به محسوسات
فرد اعلا است غیر مطلق حق
شق انزل شهادت مطلق کذا
سالک ار سیر قهقراگیرد
انتها را به ابتدا گیرد
نتوان آنچه حس هویداکرد
همه را در مثال پیدا کرد
هم چنین آنچه بیندش به مثال
در ربوبیت است جل جلال
هر چه پیداست در ربوبیّت
صورت اسمی است و اسم صفت
وجهی از ذات حق بود صفتش
ثَمَّ وَجْهُ اللّه است شش جهتش
کی تناهی ظهور او دارد
ذرّه ها حکم طور او دارد
لیک اصول مراتبش پنج است
زیر هر یک ز پنج، بس گنج است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به تشریح پنج مرتبه از موجودات میپردازد که از "حضرت ذات" شروع میشود و به "حس" ختم میگردد. در ابتدا، حضرت ذات به عنوان نامشخص و غایب از نشانهها معرفی میشود که هیچ حکایتی در موردش وجود ندارد. سپس به "حضرت اسما" اشاره میشود که اشیا را به علم خود میبیند و وجود حق در آنجا به نور علم روشن است. سپس "افعال و عالم ارواح" ذکر میشود که نمایانگر ربوبیت در اشباح است. بعد از آن، "مثال خیال" قرار دارد که حقایق به صورت مثال نمایان میشوند. در نهایت، "حس" مطرح است که به محسوسات تعلق دارد. در این سیر، سالک باید با توجه به این پنج مرتبه از موجودات همراه باشد و با درک صحیحی از آنها به معرفت بالاتری دست یابد. این متن به شناخت عمیقتر نسبت به حق و انوار آن در عالم وجود میانجامد.