نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۴ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / ودیعة البدیعه / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

هر حقیقت که برگشود جمال

باشدش پایه را ز نقص وکمال

آن کمال از وجود او باشد

تابع و فرع بود او باشد

نیست شرحی کمال را حاجت

چون حیات است و دانش و قدرت

لیک هر عین درقبول وجود

متفاوت بود به چشم شهود

مختلف در قبول هستی شد

وین تفاوت علوّ و پستی شد

هر چه قابل بود، به وجه اتم

باید اکمل بودکمالش هم

باعث و منشأ تفاوت و فرق

هست روشن چو آفتاب از شرق

منشأش بر تو گرچه پنهان است

غلبات وجوب و امکان است

هرکجا غالب است حکم وجوب

شد قبولش وجوب را مرغوب

غالب آنجا که حکم امکان است

نقص در هستیش فراوان است

با خرد کن درآنچه گفتم شور

چون نمودی درین حقیقت غور

بر رخت واشود در اسرار

کشف گردد حقایق بسیار

بر تو ناگفته ها شود روشن

چون خلیل آذرت شود گلشن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

هر حقیقتی که به زیبایی و کمال آراسته شده، بر اساس نقص و کمال استوار است. کمال از وجود خدا نشأت می‌گیرد و وابسته به اوست. نیازی به توضیح کمال نیست زیرا حیات، دانش و قدرت خود به ذات واقعی هستند. اما هر موجودی در پذیرش وجود خود متفاوت است و این تفاوت به علو و پستی مرتبط می‌شود. هر چیزی که قابل قبول باشد باید کامل‌تر باشد. منشأ تفاوت‌ها به وضوح مانند آفتاب از شرق درخشنده است و به غلبه میان وجوب و امکان بستگی دارد. هر جا که حکم وجوب غالب باشد، وجودش مطلوب است و در جاهایی که امکان حاکم است، نقص وجود دارد. با تعمق در این حقایق و غور در آن، اسرار و حقایق بیشتری بر انسان روشن می‌شود، مشابه شکوفایی گل در بهار.