شمارهٔ ۱۹ - و له ایضا حیدر شیرازی
حیدر شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
روز نوروز و می و مطرب و معشوق و بهار
مستی و عشرت و آغوش و بر و بوس و کنار
سمن و نسترن و یاسمن و سرو چمن
سوسن و برگ گل و جام می و روی نگار
کام و آرام و نشاط و طرب و عیش و خوشی
سرو و شمشاد و گل و سنبل و سیب و به و نار
مستی نرگس و رنگ چمن و سایه ی بید
غلغل بلبل و بوی گل و آواز هزار
شیوه و ناز و عتاب صنم سیم اندام
شاهد و شمع و شراب و بت شیرین گفتار
باغ و صحرا و لب جوی و قد سرو سهی
عنبر و عود و عبیر و سمن و مشک تتار
چشم در شاهد و گل در بر و ساغر در دست
گوش بر مطرب و می در سر و لب بر لب یار
یار در مجلس و مه در خور و حیدر با دوست
باده در ساغر و جان در بر و دل با دلدار
خوش بود این همه گر دست دهد وقت صبوح
خوش بود این همه گر جمع شود فصل بهار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به وصف زیباییهای بهار و جشن نوروز میپردازد. شاعر از لذتهای زندگی مانند می و باده، عشق، خوشی و جشن گفتوگو میکند. او از گلها و طبیعت صحبت کرده و به فضای سرشار از نشاط و زیبایی، تعلق خاطر دارد. احساساتی از قبیل عشق و دلدادگی، آغوش و بوسه، و به اشتراک گذاشتن لحظات خوش با یار مورد علاقه به تصویر کشیده میشود. شاعر تأکید میکند که همه این زیباییها و لذتها در فصل بهار و در کنار یاران شیرین و دلنواز به اوج خود میرسد.