نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸ - و له ایضا حیدر شیرازی

حیدر شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تا کی من دیوانه گرفتار تو باشم

در بند سر زلف سیه کار تو باشم

از آرزوی قامت رعنای تو میرم

در حسرت یاقوت شکربار تو باشم

جان خسته ی آن غمزه ی غماز تو بینم

دل بسته ی آن طره ی طرار تو باشم

تا کی من دلداده ز هجران تو سوزم

تا کی من سرگشته طلبکار تو باشم

ای راحت جان من دل خسته، زمانی

خواهم که تو یار من و من یار تو باشم

در باغ جهان سنبل گلبوی تو بویم

در طرف چمن بلبل گلزار تو باشم

تا چند من زار جگرخوار، چو حیدر

مجروح و پریشان و دل افگار تو باشم؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر درد و حسرت عاشق نسبت به معشوقش است. شاعر از وضعیت خود در بند و اسیر شدن به عشق یار صحبت می‌کند و از آرزوهایش برای وصال معشوق می‌گوید. او از رنج و غم ناشی از فاصله و جدایی می‌سوزد و به شدت longing دارد که روزی به دور از این عذاب، در کنار یار باشد. همچنین، تصویرهایی از زیبایی یار و طبیعت را مطرح کرده و خواستار آرامش و محبت است. در نهایت، او حس می‌کند که با غم و درد ناشی از عشق، در حال مجروح شدن و پریشان‌ حالی است.