نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰ - فی البدیهه حیدر شیرازی

حیدر شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آمد به در مسجد آدینه نگاری

یاقوت لبی، سنگدلی، سیم عذاری

شوخی شکری شیوه گری شهره ی شهری

سروی سمنی گل بدنی تازه بهاری

شکر سخنی، نوش لبی، پسته دهانی

شمشاد قدی، به زنخی، لاله عذاری

بر رهگذرش عاشق و دل خسته نشستم

تا باز کند بر من دل خسته گذاری

باز آمد و بگذشت و من خسته نشسته

بر رهگذرش در هوس بوس و کناری

گفتم نظری کن که ز مهر تو نهادم

بر پشت دل از آرزوی روی تو باری

گفتار برو ای حیدر بیدل که چه باشد

گر بارکشی در شب و روز از غم یاری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و جذابیت یک معشوقه می‌پردازد که به مسجد آمده است. او با استفاده از تصاویری مانند "یاقوت لب" و "قَدِ شمشاد" جذابیت و لطافت این معشوق را به تصویر می‌کشد. شاعر در حسرت و آرزوی او نشسته و از او انتظار نگاهی می‌کشد. او به شدت تحت تأثیر زیبایی این دختر قرار گرفته و در دل خود آرزوی نزدیکی به او را دارد. در نهایت، شاعر به بی‌قراری خود اشاره می‌کند و از غم‌هایش می‌گوید.