شمارهٔ ۳۲ - و له ایضا حیدر شیرازی
حیدر شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
با زلف چو شامش نفس باد صبا چیست
با چین گره بر گرهش مشک خطا چیست
ای یار مخالف شده! در موسم نوروز
عشاق جگرسوخته را برگ و نوا چیست
جان من سرگشته ی بی طاقت و آرام
چون ذره ز خورشید تو در بند هوا چیست
جز واقف اسرار نداند به جهان کس
کز وصل تو امید من بی سر و پا چیست
گفتم که ز مهر تو وفایی به غریب است
گفتا همه جورست و جفا، مهر و وفا چیست
گفتم به دعا می طلبم بوسه ز لعلت
گفتا چو زرت نیست مگو یاوه، دعا چیست
گفتا چه کسی بر در ایوان وصالم
گفتم شه خوبان خطا، بنده، دغا چیست
خواهد که برآید چو کمر گرد میانش
هر کس که ببیند که در آن زیر قبا چیست
حیدر که دم از چین سر زلف بتی زد
در پیش نسیم سخنش مشک خطا چیست؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و جذابیت یار میپردازد و احساسات عاطفی خود را نسبت به او بیان میکند. او با اشاره به زلف و چینهای آن، به عشق و زیبایی یار اشاره دارد و میپرسد معنا و حقیقت عشق چیست. شاعر به حالتی ناامیدانه و سرگشته میرسد و میگوید فقط افرادی که راز عشق را میدانند میتوانند بفهمند که چقدر به وصال یار امید دارد. او همچنین به وفای عشق و دلبستگی اشاره میکند و میپرسد که آیا واقعاً وفا وجود دارد یا خیر. در نهایت، شاعر از غم و پریشانحالی خود در دل طلب بوسهای از یار میکند و به تضاد بین عشق و بیوفایی اشاره میکند.