نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۶ - و له ایضا حیدر شیرازی

حیدر شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای دل! به جهان معتکف کوی فلان باش

در بندگی حضرت او بسته میان باش

تا نور رخ آن مه بی مهر ببینی

ای چشم ستم دیده! همیشه نگران باش

گر سنگ زند یار و گرت تنگ کند دل

رو در بر آن سنگ دل تنگ دهان باش

تا دیده ی بی دیده نبیند رخ خوبت

رو همچو من از دیده ی بی دیده نهان باش

ای جان! بربودی دل و رفتی و نشستی

لطفی کن و برخیز و بیا در پی جان باش

تا مست لب لعل شکربار تو باشم

از لعل خودم باده بده، گو رمضان باش

تا عشق شود حاکم جان تو چو حیدر

از جان به جهان عاشق آن جان و جهان باش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دعوت به زهد و بندگی خداوند دارد و به عشق و پیوند عمیق با محبوب می‌پردازد. شاعر از دل می‌خواهد که در کوی محبوب باشد و در بندگی او زندگی کند. همچنین به چشم ستم‌دیده‌اش توصیه می‌کند که همیشه نگران عشق باشد و اگر مورد آزار قرار گیرد، همچنان با محبت پاسخ دهد. شاعر از معشوق می‌خواهد که برگردد و با لبهای شیرینش او را مست کند. در نهایت، او از عشق به عنوان حاکم جان یاد می‌کند و پیشنهاد می‌دهد که در عشق و خواسته‌های روحانی غرق شود.