شمارهٔ ۳۳ - جواب حیدر شیرازی
حیدر شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای آنکه ندانی که وفاداری با ما چیست
از مهر من آموز که آیین وفا چیست
چون لشکر زنگ آمد و بگرفت ختن را
چین شکن زلف تو در بند خطا چیست
ای ترک خطایی! به خطایی که نکردیم
تیر ستمت بر سپر سینه ی ما چیست
روی تو و مه را چو بدیدیم بگفتیم
با پرتو خورشید فلک، نور سها چیست؟
در چاه زنخدان تو ای یوسف ثانی!
از زلف تو بر پای دلم بند بلا چیست؟
یاری که نیارم که کنم دیده به رویش
در زلف چو شامش گذر باد صبا چیست؟
گر زآنکه نه یکتای تو باشد دل حیدر
پیوسته در آن سلسلهٔ زلف دو تا چیست؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به موضوع وفاداری و عشق میپردازد و از کسی که وفاداری را نمیداند، میخواهد از او بیاموزد که وفا چیست. او با اشاره به مشکلات و جنگها، زیبایی و جذابیت محبوب خود را به چالش میکشد و میپرسد که زیبایی چهره و زلف معشوق در برابر مشکلات چه معنایی دارد. شاعر همچنین به تیرهای ظلم و ستم اشاره میکند و میگوید که اگر کسی مانند حیدر وفادار نباشد، وجود او در سلسله عشق بیمعناست. در نهایت، سوالاتی دربارهی عشق و وفاداری مطرح میشود که نشاندهندهی عمق احساسات شاعر است.