شمارهٔ ۳۷ - و له ایضا حیدر شیرازی
حیدر شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بر چهرهٔ او هر که زمانی نگران شد
مانند من از مهر رخش بیدل و جان شد
یارم به در مسجد نو بر لب جویی
آمد چو گل تازه و چون سرو روان شد
بر سینه زدم سنگ و دلم تنگ شد از غم
تا از برم آن سنگ دل تنگ دهان شد
در مجمع خوبان که به از حور بهشتند
دلدار من آن دارد و دل عاشق آن شد
تا مست شوی از لب معشوقه چو حیدر
می نوش که عید آمد و ماه رمضان شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان عشق و عاشقانههای شاعر میپردازد. شاعر از زیبایی چهره معشوق و تأثیر آن بر دل خود سخن میگوید و میگوید که چطور دیگران نیز از جذابیت او تحت تأثیر قرار گرفتهاند. او به وصف لحظاتی میپردازد که معشوقش به او نزدیک شده و او را شاداب و خوشحال کرده است. همچنین از غم و اندوهی که بر دلش نشسته سخن میگوید و میگوید که در جمع زیباهای دنیا، محبوبش از همه زیباتر است. در پایان، شاعر به لذتبخش بودن عشق و شادابی در این ایام اشاره میکند، به ویژه در زمان عید و رمضان.