نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۹ - و له ایضا حیدر شیرازی

حیدر شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به طرّهٔ طیرهٔ مشکی، به چهره غیرت ماه

که‌ای، چه‌ای، چه کسی؟ لا اله الا الله

تو نور چشم منی زآن سبب که در شب و روز

ندیده دیدهٔ من بی‌رخت سفید و سیاه

بر آنکه در نظر عاشقان کنی گذری

بود ز هر طرفی صدهزار دیده به راه

چو زلف چون رسنت عاشقان به بند کشد

درافکند به زنخ صد هزار خسته به چاه

گرم به دست کرم چون قبا به برگیری

شوم ز خلق جهان سرفراز همچو کلاه

به حضرتت چو غلامان به خدمت آمده‌ام

ولی عجب ز گدا گر رسد به حضرت شاه

ز روی کار بخواهم شد و نخواهی کرد

به روی کار من زار دل‌شکسته نگاه

ندارد از مه روی تو طالعی حیدر

چه طالع است مرا؟ لا اله الا الله!‏

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به وصف زیبایی و جذبه معشوق می‌پردازد و عشق عمیق شاعر را نسبت به او به تصویر می‌کشد. شاعر با بیانی عاشقانه به ویژگی‌های معشوق اشاره می‌کند و از احساسات خود نسبت به او سخن می‌گوید. او در بیان اشتیاقش می‌گوید که محال است بدون روی معشوق زندگی کند و در عشقش هر لحظه انتظار دیدارش را دارد. همچنین به بند کشیده شدن عاشقان و سختی‌های عشق اشاره می‌کند و در نهایت به تواضع خود به عنوان یک عاشق در برابر معشوق اشاره می‌نماید و آرزوی دیدار او را دارد.