شمارهٔ ۵۴ - و له ایضا حیدر شیرازی
حیدر شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
چنان که قطرهٔ شبنم ز ارغوان بچکد
عرق ز عارض آن ماه مهربان بچکد
ز شرم آتش و آب رخش به طرف چمن
گل آب گردد و بر روی گلستان بچکد
اگر ز دیدهٔ من یک زمان نهان گردد
هزار قطرهٔ خونم ز دیدگان بچکد
ز دست دیده و دل روز و شب به فریادم
ز بس که خون دل از دیدهام روان بچکد
گهر چو رستهٔ دندان او کجا باشد؟
که قطرهای است از ابر درفشان بچکد
چو ترک عربده جویش سنان غمزه کشد
عجب نباشد اگر خونش از سنان بچکد
اگر به نرگس مستش نظر کنم از شرم
هزار قطره گلابش ز ارغوان بچکد
به یاد آتش و آب لب شکرریزش
«هزار بیت بگویم که آب از آن بچکد»
چو وصف گوهر دندان او کند حیدر
هزار لؤلؤ شهوارش از زبان بچکد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر با استفاده از تصاویری زیبا و استعارههای گیرا، احساسات عمیق عاشقانه و شوق و شعف خود را به تصویر میکشد. او به شبنم، گل، آتش و آب اشاره میکند تا حس زیبایی و عواطفش را بیان کند. شعر از شرم و زیبایی معشوق میگوید که چطور باعث از دست رفتن آرامش شاعر میشود و اشکها و خون دلش را به تصویر میکشد. در واقع، شاعر با اشاره به دندان معشوق، نرگس و لبهایش، عشق و آرزویش را بهطور هنرمندانهای بیان کرده و از زیباترین جلوههای محبت و احساسات عاشقانه پردهبرداری میکند. خلاصه اینکه، شعر در بیان عشق و زیبایی معشوق، با تصویرسازیهای غنی و احساسی، الهامبخش و روحنواز است.