نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۳ - و له ایضا حیدر شیرازی

حیدر شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

نیست در عالم کسی همتای تو

من بنازم پیش سر تا پای تو

راحت جانی و نور دیده ای

لاجرم در دیده کردم جای تو

شور در فرهاد مسکین افکند

پسته ی شیرین شکرخای تو

از هوا چون گل دریدم پیرهن

تا بدیدم نرگس شهلای تو

حالیا امروز جان می پرورم

بر امید وعده ی فردای تو

از بلا هرگز نپرهیزد دلم

کربلای من بود بالای تو

حیدر بیدل غزل گویی کند

همچو بلبل بر گل رعنای تو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ستایش معشوقی بی‌همتا و زیبا می‌پردازد که شاعر به او ارادت ویژه‌ای دارد. او به ویژگی‌های خاص و جذاب معشوق اشاره می‌کند و اذعان می‌کند که زیبایی و نور او آرامش بخش جانش است. شاعر به عشق و شوری که این معشوق در قلبش ایجاد کرده، می‌پردازد و می‌گوید که حتی از سختی‌ها و مشکلات نیز نمی‌هراسد، چرا که عشق به او برایش بهشت و کربلا محسوب می‌شود. او همچنین به زیبایی گل و نمادهای طبیعی اشاره کرده و عشقش را با بلبلانی که به نغمه‌سرایی می‌پردازند، مقایسه می‌کند. در نهایت، شاعر به امید دیدار معشوق در آینده اشاره می‌کند و بر این باور است که عشق او با وجود تمام مشکلات، همیشه در دلش جا دارد.