شمارهٔ ۶۵ - این شعر در حضور شیخ ابواسحاق بن محمود شاه گفته شد حیدر شیرازی
حیدر شیرازی / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خواجوی دزد کابلی از شهر کرمان میرسد
موری است او در شاعری، نزد سلیمان میرسد
معنی مبر ای بوالهوس! شاعر ندزدد شعر کس
معنی بکر شاعران از عالم جان میرسد
دزدی مکن ای خردهدان، کالا ز دزدان کن نهان
کز بهر دزدی این زمان سردار دزدان میرسد
من میدهم تشویش او بر هم دریدم پیش او
در تیزگاه ریش او صد گوز قصران میرسد
در شاعری رویینتنم، قلب دلیران بشکنم
تا گردن دزدان زنم فرمان سلطان میرسد
ای حیدر پاکاندرون وی مهر مهرت در درون
یک قطره چه بود گر کنون در بحر عمان میرسد؟
ای صفدر صاحب قران، ای پادشاه انس و جان!
در شهر شیراز این زمان جاسوس کرمان میرسد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن شاعر به نکاتی درباره دزدانی که از کرمان آمدهاند و شاعری گفتگو میکند. او از موری یاد میکند که به سلیمان میرسد و اشارهاش به این است که نباید شعری از شاعران دزدیده شود. شاعر درباره دزدان و تهدیداتی که از سوی آنها وجود دارد، سخن میگوید و میگوید که در دنیای شاعری میتواند همچون یک قهرمان در مقابل آنها ایستادگی کند. او همچنین به شخصیتهای مذهبی و روحانی اشاره میکند و میگوید که حتی در دلهای بزرگ هم میتوان عشق و محبت یافت. در پایان، شاعر بخشی از اوضاع و احوال شهر شیراز را روایت میکند و خبر از وجود جاسوسان دزد در آنجا میدهد.