شمارهٔ ۷۴ - و له حیدر شیرازی
حیدر شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
اگر آن یار یار من باشد
مونس روزگار من باشد
بیم باشد که از میان بروم
اگر او در کنار من باشد
اختیار جهانیان است او
لاجرم اختیار من باشد
روی محبوب و زلف مشک افشان
سنبل و نوبهار من باشد
گه بود عمر و زندگانی من
گه خداوندگار من باشد
گر به کارم نظر کند دلبر
در جهان کار کار من باشد
پرده بر خویش پاره پاره کنم
گر نه او پرده دار من باشد
حیدر این شعر تر که میگوید
سخنش یادگار من باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی عشق و وابستگی عمیق شاعر به محبوبش است. شاعر با بیان اینکه اگر محبوبش در کنار او باشد، حس بیم و ناامیدی از دست دادن را دارد، به اهمیت او در زندگیاش اشاره میکند. او بر این باور است که محبوبش اختیار همه چیز را در دست دارد و در کنار او، زندگی و امیدش معنا مییابد. شاعر خواستههای خود را که به محبوبش مرتبط است، بیان میکند و نشان میدهد که بدون حضور او، هیچ چیز برایش اهمیت ندارد. در نهایت، شاعر تأکید میکند که سخنان محبوب یادگار او خواهد بود.