شمارهٔ ۱۹۷ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
بدین کرشمه بهر جانبی نگاه مکن
بخون غمزدگان چشمها سیاه مکن
کدام عشوه گر و بیوفا ترا آموخت
که التفات بدین خسته گاه گاه مکن
منم که یاد تو پیوسته ورد جان من است
تو خواه یاد کن این خسته را و خواه مکن
بجرم آنکه محب توام چه می کشی ام
چو من گناه نکردم تو هم گناه مکن
چو دل بوصل تو بستم ندا رسید ز غیب
که ای گدا طلب قرب پادشاه مکن
دلا چو بار دهندت بر آستانه یار
به راستان که جز از آستان پناه مکن
حسین اگر قدمت ثابتست در ره عشق
هزار زخم بخور از حبیب و آه مکن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره احساس عاشقانه و درد ناشی از عشق است. شاعر از معشوق میخواهد که به دیگران توجه نکند و دلهای غمگین را نرنجاند. او به معشوق میگوید که یاد او همیشه در دلش است و انتظار دارد که یادش کند یا نه. شاعر به عذابی که از عشق معشوق میکشد اشاره دارد و از او میخواهد که به خاطر عشقش آزارش ندهد. همچنین به اهمیت وفاداری و پذیرش رنج در مسیر عشق تاکید میکند و میگوید که اگر واقعاً در این راه ثابت قدم است، باید آماده درد و سختی باشد.