حسین خوارزمی
درگذشته ۸۴۰ هجری قمری، خوارزم
زندگینامهٔ حسین خوارزمی
حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سدههای هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد. در حوادث زندگانی خوارزمی آوردهاند که در زمان شاهرخ میرزا بعضی از فقهای حنفیه به سبب بیتی از اشعارش وی را تکفیر کردند و او را به هرات خواندند. وی توانست اعتراض مدعیان را پاسخ دهد و از آن بلیه رهایی یابد اما ازبکان او را رها نکردند تا سرانجام در سال ۸۴۰ هجری قمری در خوارزم وی را به زخم تیغ از پای درآوردند. از آنجا که تخلص حسین خوارزمی در اشعارش «حسین» بوده است اشعار وی به اشتباه به نام دیوان حسین بن منصور حلاج منتشر و معروف شده است. حال آن که حلاج دیوان شعر فارسی ندارد و اساساً پیش از یا همزمان با آغاز عصر ادبیات نوین فارسی بعد از اسلام میزیسته است. ضمناً مفاد اشعار حسین خوارزمی و زبان آنها تناسبی با دورهٔ زندگی حلاج ندارد.
آثار حسین خوارزمی
شعرهای حسین خوارزمی
- شمارهٔ ۷ — ز درد جور آن دلبر مکن ای دل شکایتها
- شمارهٔ ۵ — من حسین وقت و نااهلان یزید و شمر من
- شمارهٔ ۴ — گوهر درج جلالت ماه برج سلطنت
- شمارهٔ ۲ — آن ما حی جلالت و حامی دین حق
- شمارهٔ ۱ — ای دور مانده از حرم خاص کبریا
- شمارهٔ ۶ — دلا تا کی پزی سودا درون گنبد خضرا
- شمارهٔ ۳ — دامن همت برافشان ای دل از کبر و ریا
- شمارهٔ ۸ — ای صفات کبریایت برتر از ادراک ما
- شمارهٔ ۱۱ — چون تو جان منی ای جان چه کنم جان و جهان را
- شمارهٔ ۱۲ — دلا اگر نفسی میزنی به صدق و صفا
- شمارهٔ ۹ — شه من بدرد عشقت بنواز جان ما را
- شمارهٔ ۱۰ — گشت مسلم ز عشق ملک معانی مرا
- شمارهٔ ۱۳ — زندگانی بیرخ دلبر نمیباید مرا
- شمارهٔ ۱۶ — هر دم بناز میکشد آن نازنین مرا
- شمارهٔ ۱۴ — دوای درد دل خسته ام بکن یارا
- شمارهٔ ۱۵ — ای سوخته ز آتش عشقت جگر مرا
- شمارهٔ ۱۸ — ای آنکه جانم سوختی با داغ محنت بارها
- شمارهٔ ۱۹ — ای روی دلآرایت آتش زده در جانها
- شمارهٔ ۲۱ — زهره ام ساقی و مه جام مدام است امشب
- شمارهٔ ۲۰ — به صدر صفحهٔ دولت کجا رسد اصحاب
- شمارهٔ ۲۲ — تا بِکِی ناله و فریاد که آن یار کجاست
- شمارهٔ ۲۳ — خلق عالم بجمالت نگرانند ای دوست
- شمارهٔ ۱۷ — ای بر دل شکسته ز درد تو داغها
- شمارهٔ ۲۴ — الا ای کعبه دولت مرا خاک سر کویت