شمارهٔ ۲۱۴ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
دیده متاع قلب مرا صد هزار عیب
وانگه ز روی لطف خریدار آمده
خلقی میان صومعه از انتظار سوخت
تو روی در کشیده ببازار آمده
تو گنج بیکرانی و عالم طلسم تست
خلقی باین طلسم گرفتار آمده
گاهی نموده چهره و گه گشته محتجب
گاهی چو گل شکفته گهی خار آمده
در هر چه هست پرتو نور وجود تست
خود غیر تو کجا است پدیدار آمده
در ذات آفتاب نباشد تعددی
آفاق از او اگرچه پر انوار آمده
چندین هزار خانه و یک نور بیش نیست
لیک اختلاف از در و دیوار آمده
اصل عدد بغیر یکی نیست در شمار
گرچه ز روی مرتبه بسیار آمده
جز واحد ارچه نیست بتحقیق در عدد
اعداد بیشمار بتکرار آمده
یک بحر در حقیقت و امواج مختلف
وان موج هم ز بحر گهربار آمده
از یک شراب نیست شده عالمی ولیک
مستیش هست مختلف آثار آمده
این یک ز سر گذشته و جان داده بهر دوست
وان یک اسیر جبه و دستار آمده
این یک ز عشق سوخته پندار عقل را
وان یک ز عقل بسته پندار آمده
این یک درون صومعه تسبیح خوان شده
وان یک بدیر واله زنار آمده
در اختلاف صورت اگر میکنی نظر
پیش تو یار نیست جز اغیار آمده
رو چشم دل به بند ز دیدار این و آن
وآنگه به بین که کیست بجز یار آمده
از خود بدوز دیده و دیدار را طلب
چون نیست جز تو مانع دیدار آمده
آنکو چشید چاشنئی از شراب شوق
از صومعه بخانه خمار آمده
هر کس برون پرده گمانی همی برند
تا کیست آنکه محرم اسرار آمده
خاموش کن حسین که اسرار عشق او
برتر ز حد شیوه گفتار آمده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان پیچیدگیهای عشق و شوق میپردازد. شاعر از وجود عیوب و نقایص در قلب خود سخن میگوید و در عین حال به لطف و محبت معشوق اشاره میکند. او به تفاوتهای موجود در جهان و زندگی انسانها اشاره میکند، که همگی تحت تأثیر نور وجود معشوقاند. شاعر به وحدت درونوجود و تنوع در ظاهر اشاره میکند و میگوید که همه چیز از یک منبع سرچشمه میگیرد. او به صورتهای مختلف عشق و حالاتی که افراد در آن قرار دارند، اشاره میکند و تأکید میکند که در این الاختلافات، تنها یار واقعی برپاست. در نهایت، شاعر از خاموشی و راز عشق صحبت میکند که نمیتوان به سادگی آن را بیان کرد.