نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۵ - در بیان نفس اماره گوید امیر حسینی هروی

امیر حسینی هروی / کنز الرموز / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

از مقام سرکشی بیرون برش

ماراماره است میزن بر سرش

نفس بد فرمای از آنجا چون گذشت

در طریق بندگی لوامه گشت

گه رود در کوی طاعت پارسا

گه شود قلاش بازار هوا

زین مقام اریک نفس بالا شود

مطمئنه گردد و زیبا شود

چون برون شد از هوای خاک و آب

هر زمانش ارجعی آمد خطاب

نفس را این هر سه وصف آمد عیان

آنچه اسرار است ناید بر زبان

گرچه گفتند این معانی نارواست

با تو رمزی باز گویم از کجاست

روح حیوانی بد اول نام او

در وجود آدمی آرام او

روح قدسی چون بدوسایه فکند

شد ز الهام الهی سربلند

گفتگویش داد و نفسش نام کرد

از بدو نیکش همه اعلام کرد

نفس تو چون مرکب جان و دلست

راه بی مرکب بریدن مشکلست

پاسبان مرکب خود باش و خیز

تا سوار آئی بروز رستخیز

دانش نفس ار نباشد حاصلت

کی خبر یابی تو از جان و دلت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به بررسی مقامات روحانی و حالت‌های مختلف نفس انسان می‌پردازد. ابتدا از سرکشی نفس و تأثیر آن بر روح صحبت می‌شود و سپس به مفهوم بندگی و طاعت اشاره می‌کند. نفس در برخی مواقع به سوی طاعت می‌رود و در مواقعی دیگر تحت تأثیر هوا و هوس قرار می‌گیرد. بعداً بیان می‌شود که وقتی نفس از خاک و آب خارج می‌شود، به حالت آرام و زیبا می‌رسد. متن درباره دو نوع روح نیز سخن می‌گوید: روح حیوانی که در وجود آدمی آرام است و روح قدسی که با الهام الهی مرتبط است. در پایان تأکید می‌شود که نفس همانند مرکب جان و دل است و برای درک و شناخت خود و دیگران، باید مراقب نفس خود بود و به سمت کمال حرکت کرد. اگر دانش نفس حاصل نشود، انسان نمی‌تواند به عمق وجود خود پی ببرد.