بخش ۲۴ - در بیان قبض و بسط میفرماید امیر حسینی هروی
امیر حسینی هروی / کنز الرموز / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
در محبت چون زدی گام نخست
قبض و بسط از گردش احوال تست
هر فتوحی کز بر جانان رسد
بیدلان را مژده درمان رسد
بشکفد گلها ز باغ خوشدلی
روی دل گردد ز انده صیقلی
دل ز شادی چون شود مست و خراب
نفس را بویی رساند از شراب
شرط باشد هر که میگیرد بهدست
خاک را از جرعهای سازند مست
نفس را از جرعه آرد در خوشی
دست بردارد ز بهر سرکشی
عزت عشقش کشد در پیچ و خم
آن همه شادی بدل گردد به غم
قسم او گردد ز باغ روزگار
هر گلی را بر جگر صد گونه خار
نفس گل را باشد این معنی عیان
مرغ دل را برتر آمد آشیان
راست پرسی این همه هستی تست
این همه دردسر از مستی تست
این سر پر درد را گر آگهی
در گریبانِ فنا کش تا رهی
نیستی جولانگهِ اهل دل است
شاه راه عاشقان کامل است
جان عاشق دوست را طالب شود
نور حق با هستیش غالب شود
گفت مردی کاندرین ره کامل است
نیستی راهست و هستی منزل است
ره مخوف است ای غریب هر دری
جهد میکن تا ازین ره بگذری
چون فنا گردی فنا اندر فنا
از بقای حق رسی اندر بقا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوع عشق و مراحل آن میپردازد. شاعر بیان میکند که در محبت، اولین قدم مهم است و تحولات و تغییرات حالتی ناشی از عشق هستند. هر پیروزی که انسان در مسیر عشق به دست آورد، به دلهای بیدل امید و خبر خوشی میبخشد. شادی ناشی از عشق میتواند انسان را به حالت مستی برساند و احساس او را با بوی دلپذیر شراب خوشبو کند. در این مسیر عشق، دلایل مختلفی وجود دارد که شادی را به غم تبدیل میکند و زندگی را با چالشهایی مواجه میسازد. شاعر اشاره میکند که انسان باید از این چالشها عبور کند تا به حقیقتی بزرگتر دست یابد، به این معنا که عشق و فنا در این راه میتواند به انسان کمک کند تا به وجود حقیقی خود دست یابد. در نهایت، او تأکید میکند که عشق واقعی باعث میشود انسان به نور و حقیقت نزدیکتر شود و درک کند که عشق و فنای در آن، باعث رسیدن به بقای الهی میشود.