بخش ۳۴ - در بیان تجلی صفات میفرماید امیر حسینی هروی
امیر حسینی هروی / کنز الرموز / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
بند راه تو، هم از اوصاف تست
پردهای خویش بردار از نخست
دل چه از سودای نفسانی برست
بر سر تخت تجلی خوش نشست
چیست انوار تجلی بی نشان
آنچه از سر تو آید بی گمان
وهم و فهم اینجا نگنجد چون خیال
نی عبارت را در این معنی مجال
گه گشاید گنج افعال و صفات
گه نماید پرتو انوار ذات
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این بند به توصیف راهی میپردازد که انسان باید از آن عبور کند. برای رسیدن به تجلی و نور الهی، باید از حجابها و پردههای خود کم کند و از خواستههای نفسانی رهایی یابد. دل انسان باید به مرتبهای برسد که بر تخت تجلی نشیند. در اینجا اشاره میشود که انوار تجلی، نشانهای ندارد و هر چه از وجود انسان برمیآید همواره حقیقی و واضح است. عقل و درک محدود هیچگونه توجیهی برای این معانی ندارد و در نهایت، در این سفر، گنجینهای از افعال و صفات خداوند نمایان میشود و پرتو انوار ذات او درک میشود.