بخش ۲ - سخنها رفت از بود و نبودم اقبال لاهوری
اقبال لاهوری / ارمغان حجاز / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
سخنها رفت از بود و نبودم
من از خِجْلَت، لبِ خود، کم گشودم
سجودِ زندهمردان میشناسی؟
عیارِ کارِ من گیر از سجودم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به احساسات عمیق خود اشاره دارد. او از خجالت و ناتوانی در بیان خود صحبت میکند و به نوعی از وجود و عدم وجود خود میگوید. همچنین، او به اهمیت سجود (خشوع و فروتنی) در زندگی مردان زنده اشاره میکند و نشان میدهد که ارزش واقعی او از همین سجودش ناشی میشود.