بخش ۳۱۴ - تو میگوئی که دل از خاک و خون است اقبال لاهوری
اقبال لاهوری / ارمغان حجاز / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
تو میگوئی که دل از خاک و خون است
گرفتار طلسم کاف و نون است
دل ما گرچه اندر سینهٔ ماست
ولیکن از جهان ما برون است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این ابیات، شاعر به بررسی حال دل و وضعیت انسانی میپردازد. او بیان میکند که دل از عناصر ابتدایی چون خاک و خون ساخته شده و تحت تأثیر نیروهای محدودکنندهای مانند "کاف" و "نون" قرار دارد. با این حال، دل انسان هرچند در سینهاش جای دارد، اما از مسائل و دغدغههای دنیای مادی فراتر رفته و به جایگاهی بالاتر رسیده است.