نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴۶ - قلزم خونین اقبال لاهوری

اقبال لاهوری / جاویدنامه / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

آنچه دیدم می نگنجد در بیان

تن ز سهمش بیخبر گردد ز جان

من چه دیدم قلزمی دیدم ز خون

قلزمی ، طوفان برون ، طوفان درون

در هوا ماران چو در قلزم نهنگ

کفچه شبگون بال و پر سیماب رنگ

موجها درنده مانند پلنگ

از نهیبش مرده بر ساحل نهنگ

بحر ساحل را امان یک دم نداد

هر زمان که پاره ئی در خون فتاد

موج خون با موج خون اندر ستیز

درمیانش زورقی در افت و خیز

اندر آن زورق دو مرد زرد روی

زرد رو عریان بدن آشفته موی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، شاعر از تجربه‌ای خوفناک و عمیق در دریا سخن می‌گوید. او توصیف می‌کند که چگونه انسان‌ها و زندگی در میان طوفان و خروش امواج دریا غرق شده‌اند و تنها زنده‌ماندگان، دو مرد زردرو و عریان هستند که در یک زورق در میان موج‌ها دست و پا می‌زنند. این تصویر به نوعی نماد جنگ و نبرد برای بقا در شرایط سخت و غیرقابل کنترل است. احساسات ترس و ناامیدی در پس این توصیفات و نمادها به خوبی منتقل شده است.