نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۸۵ - حدی اقبال لاهوری

اقبال لاهوری / پیام مشرق / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

نغمهٔ ساربان حجاز

ناقهٔ سیار من

آهوی تاتار من

درهم و دینار من

اندک و بسیار من

دولت بیدار من

تیزترک گام زن منزل ما دور نیست

دلکش و زیباستی

شاهد رعناستی

روکش حوراستی

غیرت لیلاستی

دختر صحراستی

تیزترک گام زن منزل ما دور نیست

در تپش آفتاب

غوطه زنی در سراب

هم به شب ماهتاب

تند روی چون شهاب

چشم تو نادیده خواب

تیزترک گام زن منزل ما دور نیست

لکه ابر روان

کشتی بی بادبان

مثل خضر راه دان

بر تو سبک هر گران

لخت دل ساربان

تیزترک گام زن منزل ما دور نیست

سوز تو اندر زمام

ساز تو اندر خرام

بی خورش و تشنه کام

پا به سفر صبح و شام

خسته شوی از مقام

تیزترک گام زن منزل ما دور نیست

شام تو اندر یمن

صبح تو اندر قرن

ریگ درشت وطن

پای ترا یاسمن

ای چو غزال ختن

تیزترک گام زن منزل ما دور نیست

مه ز سفر پا کشید

در پس تل آرمید

صبح ز مشرق دمید

جامهٔ شب بر درید

باد بیابان وزید

تیزترک گام زن منزل ما دور نیست

نغمهٔ من دلگشای

زیر و بمش جانفرای

قافله ها را درای

فتنه ربا فتنه زای

ای به حرم چهره سای

تیزترک گام زن منزل ما دور نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر "نغمه ساربان حجاز" تمثیلی زیبا درباره سفر و عشق است. شاعر به توصیف زنی می‌پردازد که به مانند نغمه‌ای دلنشین و زیباست. او ویژگی‌های غیرت و زیبایی او را با تشبیهاتی به آهو، حور و لیلا بیان می‌کند. شاعر با بیانی عاشقانه و آرامش‌بخش به این نکته اشاره دارد که مقصدشان نزدیک است و دلش می‌خواهد که به آن زن دست یابد. او توصیفاتی از سفر در صحرا، تپش آفتاب و بافت‌های طبیعی دیگر را به تصویر می‌کشد که نشان‌دهنده تلاش و کوشش در این مسیر است. سرانجام، شعر با شعف و شوق به همراهی و رسیدن به معشوق پایان می‌یابد.