بخش ۱۹۴ - اگر خواهی حیات اندر خطر زی اقبال لاهوری
اقبال لاهوری / پیام مشرق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
غزالی با غزالی درد دل گفت
ازین پس در حرم گیرم کنامی
بصحرا صید بندان در کمین اند
بکام آهو ان صبحی نه شامی
امان از فتنهٔ صیاد خواهم
دلی ز اندیشه ها آزاد خواهم
رفیقش گفت ای یار خردمند
اگر خواهی حیات اندر خطر زی
دمادم خویشتن را بر فسان زن
ز تیغ پاک گوهر تیز تر زی
خطر تاب و توان را امتحان است
عیار ممکنات جسم و جان است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این غزل، غزالی به بیان احساسات خود میپردازد و میگوید که از این پس میخواهد در حرم امنی پناه بگیرد. او از خطرات و فتنههای اطرافش، به ویژه خطر صیادان، ابراز نگرانی میکند و آرزوی آزادی از اندیشههای پرفکر را دارد. دوستش به او توصیه میکند که اگر میخواهد زندگی خودش را در خطر قرار ندهد، باید دائماً مراقب خود باشد و در فکر کردن به مسائل عمیق و خطرناک دقت کند، زیرا زندگی پر از چالش و آزمون است.