نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۰۲ - نامهٔ عالمگیر (به یکی از فرزندانش که دعای مرگ پدر میکرد) اقبال لاهوری

اقبال لاهوری / پیام مشرق / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

ندانی که یزدان دیرینه بود

بسی دید و سنجید و بست و گشود

ز ما سینه چاکان این تیره خاک

شنید است صد نالهٔ درد ناک

بسی همچو شبیر در خون نشست

نه یک ناله از سینهٔ او گسست

نه از گریهٔ پیر کنعان تپید

نه از درد ایوب آهی کشید

مپندار آن کهنه نخچیر گیر

بدام دعای تو گردد اسیر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این بیت‌ها به توصیف خداوند و حکمت او در برابر درد و رنج بشر می‌پردازند. شاعر اشاره می‌کند که خداوند از گذشته در غم و اندوه مردم آگاه بوده و صدای ناله‌های آن‌ها را شنیده است. او مانند شبیر (شهادت امام حسین) صبوری کرده و از درد و مشکلات دم نمی‌زند. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره می‌کند که نباید فکر کرد که دعا و درخواست انسان‌ها باعث خواهد شد که خداوند به راحتی در دام آن‌ها گرفتار شود، بلکه او از حکمت و علم بالایی برخوردار است.