بخش ۲۰۰ - الملک ﷲ اقبال لاهوری
اقبال لاهوری / پیام مشرق / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
طارق چو بر کناررهٔ اندلس سفینه سوخت
گفتند کار تو به نگاه خرد خطاست
دوریم از سواد وطن باز چون رسیم
ترک سبب ز روی شریعت کجا رواست
خندید و دست خویش بشمشیر برد و گفت
هر ملک ملک ماست که ملک خدای ماست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، طارق بن زیاد که در کنار دریا در اندلس (سپانیا) قرار دارد، با سوختن کشتیها، به نگرانی مردم اشاره میکند که آیندهٔ آنها در خطر است. او میگوید که نباید به دنبال توجیهات فلسفی و خردگرایانه برای شرعیات بود. سپس با لبخندی، شمشیرش را به دست میگیرد و میگوید همهٔ زمینها متعلق به خدا هستند و بنابراین، هر کشوری که تحت حکومت خدا باشد، ملک آنهاست.