نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۱۵ - تهذیب اقبال لاهوری

اقبال لاهوری / پیام مشرق / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

انسان که رخ ز غازهٔ تهذیب بر فروخت

خاک سیاه خویش چو آئینه وانمود

پوشید پنجه را ته دستانه حریر

افسونی قلم شد و تیغ از کمر گشود

این بوالهوس صنم کدهٔ صلح عام ساخت

رقصید گرد او به نواهای چنگ و عود

دیدم چو جنگ پرده ناموس او درید

جز یسفک الدما و «خصیم مبین» نبود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری از یک شاعر است که به توصیف انسان و تغییرات او می‌پردازد. در این شعر، انسان از ظاهر فریبنده‌اش عبور کرده و حقیقت وجود خود را می‌بیند. او دستان خود را با حریر می‌پوشاند و به سراغ قلم می‌رود تا خلق کند. شعری درباره تضاد و تنهایی انسان در دنیایی است که در آن صلح از طریق تظاهر به محبت در حال رقص و بازی بوده، اما در پس این زیبایی‌ها، جنگ و خشونت نهفته است. این تصویر نشان‌دهنده تعارض میان زیبایی ظاهری و واقعیت تلخ زندگی است.